الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

75

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

ايام نواك لا تسل كيف مضت * و اللّه مضت بأسوء الاحوال اى آنكه از ديدگان من دور مىباشى ليكن از دل من بيرون نرفته‌اى و همواره آرزويم ديدار تو و ماندن در كنار تو مىباشد . از ايام دورى از تو مپرس كه چگونه سپرى شده همين‌قدر مىگويم به خدا سوگند آن روزها به بدترين حالات گذشت . ديدهء دل‌هاى دورافتادگان از درخشش مرافقت تو ، كه خالى از هرگونه آلودگى است روشن مىشود و مشام ارواح مشتاقان از بوى شكوفه‌هاى لطايف لاهوتى تو خوش‌بو و معطر مىگردد . باطنى را در نظر دارم كه گنجور حقايق دينى است ، آن حقايق غامضه‌اى كه حداكثر اذهان از وصول بدانها محرومند و نهادى را در خاطر دارم كه از رموز اسرار عرفانيه برخوردار مىباشد ، آن رموزى كه ابناى روزگار از درك آن‌ها ناتوانند و تاب ادراك آن‌ها را ندارند . جانا سخنت گرچه معمارنگ است * اين زمزمه را به گوش ياران چنگ است مخروش كه مرغان چمن مىدانست * كاين نغمه ناقوس كدام آهنگ است بارى نامه شما را قرائت كردم نامه‌اى بود كه هر سطرى از آن مرا به شطرى و هر فصلى از آن مرا به اصلى راهنمايى مىكرد و از هر اشاره‌اش بشارتى به ظهور مىرسيد بديهى است تمام اين شطرهاى مختلف و فصل‌هاى پىدرپى و نشانه‌هاى تودرتو برگشت به حقيقت واحدى دارند كه تعدد و اختلافى در آن راه پيدا نكرده و متوجه به فرد منحصرى بوده كه كثرتى در آن وجود ندارد . نواى عشق‌بازان خوش نوايى است * كه هر آهنگ آن را ره بجايى است اگر چه صد نوا خيزد از آن چنگ * چه نيكو بنگرى باشد بدآهنگ خدا سايهء شما را پاينده بدارد . در ضمن توشيح كريمه خود مستفسر احوال مخلص حقيقى خود شده و از چگونگى اوضاع خدمتكار خود